ویژه ی سورپرایز آقای نویدپور!
خوشم میاد یعنی به عنوان مدیریت جدید(البته این پستیه که خودم برای خودم در نظر گرفتم!! شما به دل نگیرین!!!)![]()
از هم هیچ اتفاق و تغییری تو وبلاگ زودتر از دیگران خبردار نمی شم!!!!![]()
یهو میام می بینم: به به! قالب عوض شده!! مشکلات وبلاگ برطرف شده!!!
می رم یه دور میزنم میام می بینم:
به!!
شاهکار فرد مرموز رو می شه و یه عکس کاملا سورپرایزی گذاشتن!!!![]()
و خدا می دونه از دیدن این عکس چه قدر ذوق کردم و چه حالی شدم!!!![]()
بعد از کلی پرس و جو (که باعث خجالته واسه مثلا مدیریت
) می بینم به!
این فرد مرموز کسی نیست جز
"میلاد نویدپور، مرد سیاست گروه"![]()
خوب برادر من فکر قلب ما رو هم بکن!!
بذار آرزو به دل ارشد نمیریم!!!
حالا گذشته از همه ی این حرفا
واقعا ممنون، سورپرایز فوق العاده ای بود!![]()
ولی جلو خلاقیت منو گرفتین!![]()
می خواستم از بچه ها بخوام هر عکسی دارن از چه دوره ی تحصیل
چه جشن فارغ التحصیلی برام بفرستن بذارمش رو وبلاگ
که خدا رو شکر شما چراغ اول رو روشن کردین!!!
خدا چراغ عمرتون رو روشن نگه داره!!!![]()
دوستان پس لطف کنین عکس هاتون رو بفرستین
دلمون وا شه از دیدن عکس دوستای قدیمی
منتظرم... ![]()
![]()
![]()
![]()

وقتی صحبت از قرار میشه آدم یاد یک مکان و زمانی میافته که باید به موقع و دقیق اونجا حاضر باشه تا به هدفی خاص برسه. دارم فکر میکنم حالا که این قرار را گذاشتیم هدفمون چی باید باشه؟ مطالبمون را نقد کنیم؟ به روز باشیم؟ در فضایی امن و راحت تبادل نظر کنیم؟ از تجربیات هم استفاده کنیم...؟ آره تمام اینها قرار ما هست ولی قرار ما ختم به همین چند تا موضوع سطحی نمیشه. قرار ما صحبت از این میکنه که اگر دستی از یک دوست، گلی از یک باغ، قلبی از یک شیشه شکست که ما با اون چند سال توی یک مکان بودیم، همه با هم ترمیمش کنیم ونذاریم اینقدر شکسته بمونه تا خاک بشه.