معرفي كتاب پیامبر و دیوانه (جواد قانعی)
پيامبر و ديوانه (The prophet & The madman)![]()
_ اي مردمان ارفالس، شما مي توانيد دهل را در پلاس بپيچيد و سيم هاي ساز را باز كنيد، اما كيست كه بتواند چكاوك را از خواندن بازدارد؟ ( فصل قانون )
_ شما به هزار گونه خوبيد، اما آنگاه كه خوب نيستيد بد نيستيد...
درباره کتاب
نويسنده: جبران خليل جبران نويسنده لبناني مسيحي
مترجم : نجف دریابندری
کتاب فوق در دل خود دو کتاب را شامل میشود:
کتاب اول پیامبر و کتاب دوم دیوانه .
«پیامبر» جبران درباره همه مسائل رو در روی انسان مانند کار، شادی و اندوه، درد، خوبی و بدی، دوستی، دعا، قانون، مرگ، زیبایی و ... سخن می گوید. همه این سخنان بر این پایه استوارند که سرشت انسان ذاتاً خوب است و دشواریهای زندگی او از اینجا ناشی می شوند که او هنوز تعارض های اساسی زندگی را به جا نیاورده و ماهیت کار و نظام زندگی را چنان که باید دیگرگون نکرده است(پیش گفتار مترجم).
ديوانه نيز شامل داستان هاي كوتاه با معاني و مفاهيم زيباست كه ذهن انسان را درگير خود مي سازد.
پادشاه دانا
روزگاري در شهر دوردستي به نام «ويراني» پادشاهي حكومت مي كرد كه هم توانا بود و هم دانا. مردمان از توانايي اش مي ترسيدند و به سبب دانايي اش دوستش مي داشتند.
در ميان اين شهر چاهي بود كه آب سرد و زلالي داشت و همه مردم شهر از آن مي نوشيدند، حتي پادشاه و درباريانش؛ زيرا كه چاه ديگري نبود.
يك شب هنگامي كه همه در خواب بودند، جادوگري وارد شهر شد و هفت قطره از مايع شگفتي در چاه ريخت و گفت« از اين ساعت به بعد هركه از اين آب بنوشد ديوانه مي شود.»
بامداد فردا همه ساكنان شعر، به جز پادشاه و وزيرش، از چاه آب نوشيدند و ديوانه شدند، چنان كه جادوگر گفته بود.
آن روز مردمان در كوچه و بازارها كاري نداشتند جز اينكه با هم نجوا كنند «پادشاه ما ديوانه است. پادشاه ما و وزيرش عقل شان را از دست داده اند. يقين است كه ما نمي توانيم به حكومت پادشاه ديوانه تن در دهيم، بايد او را سرنگون كنيم.»
آن شب پادشاه فرمود تا يك جام زرين از آب چاه پركنند. وقتي كه جام را آوردند، از آن نوشيد و به وزيرش داد تا او هم بنوشد.
از آن شهر دور دست ويراني، غريو شادماني برخاست، زيرا كه پادشاه و وزيرش عقل شان را بازيافته بودند.
برگرفته از كتاب پيامبر و ديوانه جبران خليل جبران
وقتی صحبت از قرار میشه آدم یاد یک مکان و زمانی میافته که باید به موقع و دقیق اونجا حاضر باشه تا به هدفی خاص برسه. دارم فکر میکنم حالا که این قرار را گذاشتیم هدفمون چی باید باشه؟ مطالبمون را نقد کنیم؟ به روز باشیم؟ در فضایی امن و راحت تبادل نظر کنیم؟ از تجربیات هم استفاده کنیم...؟ آره تمام اینها قرار ما هست ولی قرار ما ختم به همین چند تا موضوع سطحی نمیشه. قرار ما صحبت از این میکنه که اگر دستی از یک دوست، گلی از یک باغ، قلبی از یک شیشه شکست که ما با اون چند سال توی یک مکان بودیم، همه با هم ترمیمش کنیم ونذاریم اینقدر شکسته بمونه تا خاک بشه.