نقد فیلم به صورت خلاصه

   آن­چه که باید در خواندن نقد این فیم توجه داشته باشید این است که 1-این نقد بدون نگاه از پیش تعیین شده و وابستگی به هیچ گروه سیاسی خاصی نوشته شده 2- نقد با توجه به حوصله­ی وبلاگ خلاصه شده است.

 

   عنصر حجاب که در فیلم­های ایرانی کم­کم حذف شده بود؛ در این فیلم کلا تعطیل شده و شما پیرمردی را روی قایق می­بینید که دارد یک جریان سیاسی را رهبری می­کند با (...) مامان­دوز و مشاورهای زنی که حجاب ندارند. تازه اینجای فیلم شما را متعجب نمی­کند، جایی متعجب می­شوید که می­بینید بعضی از مردها طوری آرایش کرده­اند از هزار تا دختر خوشگل­تر، تا جایی که اگر صدایشان را درنیاورند شما فکر می­کنید به جای فیلم به تماشای مدل­های شبانه­ی لاس وگاس رفته­اید. این بحث حجاب، جایی به رفتار سیاسی مخاطب توهین می­کند که طرفداران یک گروه سیاسی خاص، به خوش حجاب­ها جک و جواد می­گویند و طرفدارهای گروه سیاسی دیگر، همه بد حجاب، نشان داده می­شوند. در این قسمت به هر دو گروه سیاسی، خواسته یا ناخواسته توهین می­شود. نخست باید گفت که در هر دو گروه، افراد با حجاب­های مختلف بود و دوم اینکه افکار نویسنده در برخورد با چند نفر از اطرافیانش نباید افکارش را سطحی میکرد، چون تعداد بی­حجاب­هایی که با حجاب­ها را عقب­مانده می­دانند به غرب­زده­ها محدود می­شود نه جامعه­ی سیاسی پیشرفته. حالا جدا از بحث حجاب، باید به نقش حمام مردانه در فیلم­ها و سریال­های ایرانی اشاره کرد که من نمی­دانم چه لزومی دارد که جدیدا در اکثر فیلم­ها و سریال­ها در زمینه­های موضوعی مختلف نمایش داده می­شود(!) .

   فیلم­برداری و صحنه­ها اکشن، خوب بود و جذابیت فیلم را بالا برده بود. اما صحنه­های اکشن تقلیدی از فیلم­های هالیوودی بود و حرف جدیدی برای گفتن نداشت، لیکن برای جذاب­تر شدن فیلم لازم بود و اگر همین مقدار تقلید شده هم نبود، جریان فیلم ادامه پیدا نمی­کرد. صحنه­هایی مثل درگیری­های بدنی و شلیک اسلحه­های گرم که باز هم به جلیقه ضد گلوله ختم می­شد که قهرمان فیلم کشته نشود. البته برای اینکه باز هم خرج فیلم زیاد نشود، ایرانی­ها انفجارهای غیر طبیعی را ترجیح دادند که به جای حالت هیجان، حالت خنده در مخاطب ایجاد می­کند.

    شخصیت­پردازی این فیلم، شخصیت­پردازی مدرن نبود. یعنی افراد به جای اینکه خاکستری باشند، مانند فیلم­های 3 دهه­ی قبل دنیا به دو دسته­ی خیر و شر تقسیم می­شدند و یا سیاه مطلق بودند یا سفید مطلق.  فقط در یک شخصیت، مقداری به خاکستری نزدیک شده بود ، او هم  نقش پسر شهید بود.

   نکاتی از فیلم:

1-در قسمت مناظره­ی دکتر و مهندس که از تلویزیون پخش می­شد. مادری که فرزندی در شکم داشت با ذوق لباسی که از کودک بافته بود را نشان داد. اما همه غرق دیدن مناظره بودند و هیچ کس به او توجهی نکرد. این صحنه­ی بسیار کوتاه، بنده را متاثر کرد. این صحنه و نشان دادن دعوای خواهر و برادر و توهین­هاشون به یکدیگر، اختلافاتی را که این انتخابات  در خانواده­ها ایجاد کرد را به خوبی نشان داد. 2- به سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی بارها توهین شد. دفتر اطلاعات، شامل سیستم­های ردیابی بسیار قوی است که به راحتی گوشی­های افرادش را زیر نظر دارد حتی اگر پیشرفته­ترین گوشی­های همراه باشد. اما می­دیدیم که فرمانده­های اطلاعات به راحتی با سیستم همراهی خاص، جاسوسی می­کردند. دفتر اطلاعات، بیشتر شبیه دفاتر 118 بود تا دفاتر اطلاعات. در ضمن، باید توجه داشت که به جای نشان دادن اکثریت منافق فرمانده­های اطلاعات و اقلیت خوب، باید اکثریت خوب و اقلیت بد مطرح می­شد که سیستم اطلاعات را به اهانت کشیده بود. 3- بعضی دیالوگ­های فیلم پر معنا بود مانند: سیاست برای همه است، بچه و بزرگ ندارد. 4- وابستگان خارجی،­ ابتدا از رای میرحسن خوشحال شدند، یعنی چه؟ یعن اینکه میرحسین وابسته­ی خارجی بود. خب حالا که این ادعا را مطرح کرده باید برای ادعای خویش دلیل می­آورد. 5- سخن­رانی­های مقام معظم رهبری به جا انتخاب شده بود 6- حمله­ی اول از طرف نیروهای ضد شورش به مردم بود نه مردم به نیروهای ضد شورش که نشان داده شده بود  7- شعار نترسیم نترسیم ما همه با هم هستیم، بعد از حمله به مردم بود نه قبل آن، چنان که در فیلم نمایش داده شد. 8- یکی از مردم با تیر مشقی نیروهای بسیجی به سینه­اش کشته شد. یعنی فرمانده بسیج گفت: تیر مشقی بذارید. نیروها هم گذاشتند. بعد یکی از مردم با همین تیر کشته شد(!) 9- یکی از افرادی که از دست ماموران فرار می­کرد خودش را داخل دستشویی مترو در حال حرکت انداخت و زنده ماند (!) 10- یک عده که هیچ کدام سلامت روانی ندارند، کل مردم باشعور ایران را تحقیر کردند. 11- باز باز باز هم از نام شهدا استفاده شده است و به جای پرداختن به مشکلات خانواده­های آن­ها به نام آن­ها اشاره­ای شده و چون خانواده­ی شهید هستند دیگر نباید با هم جدال سیاسی داشته باشند. 12- حریف را قوی نشان دادن خوبه، ولی علم غیب نداشته که. به عنوان مثال، بار دومی که فتنه­گران از حضور و تعثیب امین حیایی با خبر شدند، هیچ کس اطلاع نداشت که  وی، آن­ها را تعقیب می­کند حتی فرمانده­ی اطلاعات (!) 13- معاون فرمانده، خودش برای دستگیری یک زن می­رود ( شانس آوردیم شهیدانی مثل شهید چمران که یکی از فرمانده­های عراق را یک سربازش گرفته بود، نبود و ندید) 14-  پایان این فیلم بسته بود و به قول داستان نویسان اصل تحمیق مخاطب در آن به کار رفته بود.

 همین مقدار هم برای نقد این فیلم کافی به نظر می­رسه. لطف کردید که وقت گذاشتید و این یادداشت را خواندید. به هر حال اگر بخواهید نظر شخصی­ام را راجع به این فیلم بگم باید عرض کنم، بنده هزینه و وقتی را که برای این فیلم گذاشتم، کفاره­ی گناهانم می­دانم. پیروز و سلامت باشید.